رشاقت. [ رَ ق َ ] ( از ع، اِمص ) خوش قد و بالایی. باریک اندامی و نیکوقدی. خوش قد و بالا شدن. زیبایی در بالا و قد. خوش قد و قامتی. ( یادداشت مؤلف ). نیکوقد شدن. ( غیاث اللغات از منتخب اللغات ). و رجوع به رشاقة شود.
رشاقة. [ رَ ق َ ] ( ع مص ) نیکو و باریک قد شدن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ) ( از اقرب الموارد ). نیکوبالا شدن. ( مصادر اللغه زوزنی ).
رشاقة. [ رِ ق َ ] ( ع اِ ) اسمی است از رشیق. ( از اقرب الموارد ). رجوع به رشیق شود.
(رَ قَ ) [ ع. رشاقة ] (مص ل. ) نیک اندام بودن.
۱. نیک اندام شدن.
۲. خوش قدوقامت بودن.
نیک اندام شدن، خوش قدوقامت بودن، نیکواندامی
۱ - ( مصدر ) نیک قد و قامت بودن نیکو و باریک قد شدن. ۲ - ( اسم ) نیک اندامی.
رشاقة
نیک اندام بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیانشکز رشاقت پایه بر جوزا و عیوقش کلامشکز براعت طعنه بر بیضا و پروینش
💡 هرچه کلک تو نگارد ز رشاقت افصح زده اقوال تو از خمکده وحی قدح
💡 در اشعار بلاغت بس بود اشعار شیوایش در اثبات رشاقت بس بود ابیات رنگینش