لغت نامه دهخدا
راهگرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) که در راه بگردد. که درراه گردش کند. که در راه قدم زند. گردنده در راه.
راهگرد. [ گ ِ ] ( اِخ )نام ایستگاه راه آهن جنوب میان ایستگاه سواریان و نانگرد، واقع در 248هزارگزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).
راهگرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) که در راه بگردد. که درراه گردش کند. که در راه قدم زند. گردنده در راه.
راهگرد. [ گ ِ ] ( اِخ )نام ایستگاه راه آهن جنوب میان ایستگاه سواریان و نانگرد، واقع در 248هزارگزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).
نام ایستگاه راه آهن جنوب میان ایستگاه سواریان و نانگرد.
{ramp} [مشترک حمل ونقل] راه کوتاهی که دو شاخۀ مجاور یک تقاطع را به یکدیگر متصل کند
راه کوتاهی که دو شاخۀ مجاور یک تقاطع را به یکدیگر متصل کند.
💡 آتشکده برزوی راهگرد در روستای راهگرد در ۶۵ کیلومتری شمال شرقی اراک واقع شدهاست. قدمت این آتشکده به دوران ساسانی برمیگردد. نمای این آتشکده از آجر و سنگ ساخته شدهاست.