رأی بی‌اثر

مترادف‌ها

نظر بی‌ثمر، نظر بی‌حاصل

متضادها

رأی مؤثر، رأی تعیین‌کننده

فرهنگستان زبان و ادب

رأی بی اثر
{wasted vote} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رأیی که در پیروزی نامزد برندۀ انتخابات نقشی نداشته باشد اعم از آرای اکتسابی دیگر نامزدها و آرای افزون برحدنصاب لازم نامزد پیروز

ویکی واژه

رأیی که در پیروزی نامزد برندۀ انتخابات نقشی نداشته باشد اعم از آرای اکتسابی دیگر نامزدها و آرای افزون برحدنصاب لازم نامزد پیروز.

جمله سازی با رأی بی‌اثر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به آن تعداد از آرای نامزد برنده که بیش از حد نصاب لازم برای پیروزی بوده‌اند یا آرای نامزدهای شکست خورده که در تعیین برندهٔ انتخابات تأثیری نداشته باشند، رأی بی‌اثر گفته می‌شود. به عبارت دیگر به هر رأیی که در رسیدن به هدفش، یعنی انتخاب نامزد مورد نظر، تأثیرگذار نباشد، رأی بی‌اثر گفته می‌شود.

💡 اگر تعداد آرای موافق کمتر از حد نصاب قانونی تعیین شده در اساسنامه باشد، تصمیم اتخاذ شده در جلسه می‌تواند به عنوان یک رأی بی‌اثر تلقی شود.

💡 در جریان انتخابات پارلمانی، بسیاری از شهروندان به دلیل عدم اعتماد به کاندیداها، از شرکت در فرآیند رای‌گیری خودداری کرده و باعث ایجاد یک رأی بی‌اثر شدند.

💡 قانون جدید مشخص می‌کند که هرگونه رأی بی‌اثر در جلسات هیئت مدیره نباید در محاسبه نصاب قانونی برای تصویب بودجه سالانه شرکت لحاظ گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران