لغت نامه دهخدا
ذوی العقول. [ ذَ وِل ْ ع ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) اولوالباب. خردمندان. صاحب خردان. ذوی الحجی. مقابل غیر ذوی العقول. بیخردان.
ذوی العقول. [ ذَ وِل ْ ع ُ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) اولوالباب. خردمندان. صاحب خردان. ذوی الحجی. مقابل غیر ذوی العقول. بیخردان.
(ذَ وِ لْ عُ قُ ) [ ع. ذوالعقول ] (ص مر. ) خردمندان، بخردان.
صاحبان عقل، مردمان عاقل، خردمندان.
صاحب خردان بخردان عاقلان
اولو الباب. خردمندان.
ذوالعقول
خردمندان، بخردان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «هدی» من الضلالة وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْبابِ ای موعظة لذوی العقول ای کذّب قوم فرعون، موسی کما کذبک قریش یا محمد.
💡 ای فخر کاینات! که عقل ذوی العقول کی می توان رسید به کنه کمال تو
💡 تا کی خیال بافی با چند نادرستی کار مآل بینی کار ذوی العقول است