لغت نامه دهخدا
ذخیره کردن. [ ذَ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نهادن. پس انداز کردن. ادّخار. اذّخار. انبار کردن. اندوختن. الفنجیدن. بیلفنجیدن. الفغدن. بیلفغدن. پس دست داشتن.الفختن. بیلفختن. اقتناء. ابتآر. بأر. اعتقاد. پستائی کردن. یخنی. اقماز.
ذخیره کردن. [ ذَ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نهادن. پس انداز کردن. ادّخار. اذّخار. انبار کردن. اندوختن. الفنجیدن. بیلفنجیدن. الفغدن. بیلفغدن. پس دست داشتن.الفختن. بیلفختن. اقتناء. ابتآر. بأر. اعتقاد. پستائی کردن. یخنی. اقماز.
نهادن. پس انداز کردن.
{store} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] انباشتن داده ها و اطلاعات در حافظه
prenotare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیکنان برای ذخیره کردن میزان پیشرفت و پول خود میتوانند با اکانت گوگل پلاس یا فیسبوک خود وارد سیستم شوند.
💡 گزیده ای از سخنان یکی از ناموران: ای فلان، دنیا بهر گذشتن خلق شد نه بهر ذخیره کردن. نیز برای عبور پدید آمدند نه آبادان کردن. پیش روی تو احوالی شگفت آور است.
💡 ذخیره کردن مواد غذایی برای خود یا خانواده یا امری دیگر احتکار محسوب نمیشود.