دودستگی
در جامعهای که شکاف میان سنتگرایان و مدرنیستها بهطور فزایندهای عمیقتر میشود، دوگانگی سیاسی نیز به وضوح نمایان است. حتی در مسائل ساده، اختلاف نظر میان این دو گروه به وضوح دیده میشود. این تقسیمبندی به دو گروه متضاد نهتنها مانع از توافق و اتحاد در تصمیمگیریهای کلان شده، بلکه تعصب میان آنها را نیز افزایش داده است. بهطوری که گاهی اختلافات جزئی به تنشها و درگیریهای جدی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، شکاف عمیقی در باورها و ارزشهای جامعه ایجاد میشود که هرگونه گفتوگوی سازنده را با چالشهای جدی مواجه میکند و آیندهای پر از مشکلات را رقم میزند.
مترادفها
تفرقه، شکاف، جدایی، اختلاف
متضادها
وحدت، اتحاد، یگانگی
لغت نامه دهخدا
دودستگی. [ دُ دَ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دودسته. دودرزی. دوتیرگی. انقسام به دو گروه. تعصب میان دو گروه. اختلاف عقیده بین دو گروه. اختلاف و دوعقیدگی بین دو گروه. اختلاف رأی. عدم اتفاق واتحاد. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دوتیرگی شود.
فرهنگ عمید
۱. دو دسته بودن.
۲. [مجاز] اختلاف رٲی و عقیده میان دو گروه.
فرهنگ فارسی
اختلاف رای: عدم اتفاق و اتحاد.
جمله سازی با دودستگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فلسفه مدرن، بحث درباره دودستگی میان ذهن و بدن یکی از چالشبرانگیزترین مباحثی است که فیلسوفان بزرگ سالها بر سر آن بحث کردهاند.
💡 بسیاری از جامعهشناسان معتقدند که دودستگی میان طبقات غنی و فقیر در کشورهای در حال توسعه، میتواند منجر به ناآرامیهای اجتماعی گسترده شود.
💡 آن نظریه علمی سعی دارد بر رفع دودستگی میان واقعیتهای عینی و ادراکات ذهنی انسان در هنگام مشاهده پدیدههای طبیعی تمرکز و تلاش کند.