دفتین. [ دَ ] ( اِ ) به معنی دفته است که شانه جولاهگان باشد. ( برهان ). شانه جولاهه که در بافتن هر بار بدست حرکت میدهد. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به دفته و دفه شود. || مقوای خوشنویسان و نقاشان که در آن کاغذهای خود را به احتیاط نگاه دارند. ( غیاث ) ( آنندراج ). دفتی. و رجوع به دفتی شود.
دفتین. [ دَف ْ ف َ ت َ ] ( ع اِ ) تثنیه دَفّة در حال نصب و جر ( ولی حالت اعرابی آن در زبان فارسی مراعات نشود ). دَفَّتان. هر یک از دو لت جلد کتاب. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به مدفة و دَفَّتان شود.
- مابین الدفتین؛ آنچه در کتاب هست. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). اوراق میان دو جلد.
= دفته
( اسم ) آلتی فلزی که دارای دستهایست شبیه شانه که نساجان هنگام بافتن پارچه آنرا در دست گیرند و لای تارها زنند تا آنچه بافته شده بهم پیوسته و محکم گردد دفتین دفه.
احتمالاً از نیا-هندواروپایی -dʰh₂ebʰ*.
شانه بافندگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دفتین شامل دو قسمت است:الف:دسته ب:تیغههای فلزی
💡 با من قران کند که عطارد ز رشگ من بگرفت دفتین و فرو شست دفترش
💡 برپاکی وسیلهای است که در برخی مناطق همچون کرمان و خراسان برای جلو کشی و خواباندن بهتر گرهها بر روی یکدیگر استفاده میشود. در واقع بر پاکی هم کار شانه و هم کار دفتین را انجام میدهد. برپاکی از یک ورقه نازک آهن ساخته میشود و دسته آن به تیغه متصل است و از همان جنس میباشد. نحوه کوبیدن برپاکی به نحوی است که از بالا و محکم تیغه را بر روی لبههای بافت میکوبند.
💡 شانه وسیلهای است برای جلو کشی گرههای فرش و ایجاد نظم بیشتر در پشت فرش استفاده میکنند. بعد از بافتن هر رج از فرش و قبل از کوبیدن دفتین، شانه را بر روی گرههای فرش میکشند.