دارابودن
مترادفها
داشتن، بهرهمند بودن، مجهز بودن
متضادها
نداشتن، فاقد بودن
لغت نامه دهخدا
دارا بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مالک بودن. واجد بودن. رجوع به دارا شود.
جمله سازی با دارابودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به موقعیت جغرافیایی آستارا و ارتفاع آن از سطح دریا، نزدیکی این شهر به درهٔ حیران و دارابودن اقلیم کوهستانی و آب و هوای مرطوب و معتدل، این شهر اندکی خنکتر از دیگر مناطق پست جلگهای استان است.