کاربند بودن

لغت نامه دهخدا

کاربند بودن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) کاربستن. مأمور بودن. عامل بودن. رجوع به کاربند شود.

فرهنگ فارسی

کار بستن مامور بودن

جمله سازی با کاربند بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقشه این کاروانسرا به شکل دایره است و از بارزترین مشخصه این بنا می‌توان به قرینه بودن شرق و غرب آن اشاره کرد و آب آن نیز از چشمه تأمین می‌شد که امروزه نیز وجود دارد. این کاروانسرا دارای پنج برج نیم دایره است که به دیواره هشت متری آن پیوسته‌اند. پس از سر در نسبتاً پهن ضلع جنوبی، هشتی و سپس صحن دوازده ضلعی قرار دارد. در اطراف صحن، رواق‌های سکوداری وجود دارد و در انتهای هر رواق اتاق‌هایی مشابه دیده می‌شود. در طرفین هشتی ورودی و پشت اتاق‌ها، راهروهای وسیع و طولانی قرار دارد که اصطبل چهارپایان بود. فضای ضلع شمالی بنا- گویا شاه نشین- دارای سقفی بلند با کاربندی است. کنگره‌ها و تیراندازهای لبه بام، ترکیب انحنای برج و دیواره‌ها و نمای تمام آجر آن، چهره خاصی به این کاروانسرا بخشیده‌است.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز