داد و قال
مترادفها
جنجال، بحث و جدل، مشاجره، غوغا
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
داد و قال. [ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داد و فریاد. هیاهو. فریاد و فغان.
فرهنگ معین
(دُ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) داد و فریاد، قیل و قال.
فرهنگ فارسی
(اسم ) داد و فریاد قیل و قال
ویکی واژه
داد و فریاد، قیل و قال.
جمله سازی با داد و قال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که هیاهوی و داد و قال و مقال است مرد مجامع ز هول گردد عنین
💡 آن یکی پرده داد و قالیچه دگری فرش داد و قالیچه