خوردگی موضعی
فرهنگستان زبان و ادب
{localized corrosion} [خوردگی] نوعی خوردگی که در محل های ناپیوسته و موضعی به وجود می آید
ویکی واژه
نوعی خوردگی که در محلهای ناپیوسته و موضعی به وجود میآید.
جمله سازی با خوردگی موضعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هـ - فراهم نمودن حفاظت موقتی قسمتی از خط لوله مدفون که در شرایط خوردگی موضعی قرار دارد. مانند منطقه عبور خط لوله از عرض رودخانه.
💡 مهندسان مواد در گزارش خود ذکر کردند که خوردگی موضعی در نقاط اتصال لولههای فولادی باعث کاهش مقاومت ساختاری سیستم انتقال گاز شده است.
💡 برای جلوگیری از گسترش خوردگی موضعی در بدنه کشتی، استفاده از پوششهای محافظ و آنودهای قربانی در برنامههای نگهداری دورهای بسیار ضروری است.
💡 بررسی دقیق سطح فلز نشان داد که خوردگی موضعی در اثر تماس با مواد شیمیایی اسیدی در محیط کارخانه ایجاد شده و نیاز به تعمیر فوری دارد.