خودتراش
مترادفها
خودشیفته، خودپسند، خودبزرگبین
لغت نامه دهخدا
خودتراش. [ خوَدْ / خُدْ ت َ ] ( نف مرکب ) که خود تراشد. || ( اِ مرکب ) تیغ که تیغه آن بدسته پیوسته نیست و در هر بار تراشیدن تیغه را عوض توان کرد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- تیغ خودتراش؛ تیغی که بدسته پیوسته نیست و در هر بار تراشیدن تیغه را عوض توان کرد.
- ماشین خودتراش؛ ماشینهای برقی که بجای تیغ برای تراشیدن مو بکار می رود.
فرهنگ معین
( ~. تَ ) (ص فا. ) اسبابی که با آن ریش و سبیل را می تراشند، ماشین اصلاح.
فرهنگ عمید
۱. آلتی کوچک با تیغ تیز برای تراشیدن ریش و موهای بدن.
۲. مدادتراش.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ماشین کوچک که صورت را اصلاح کند خود تراش برقی.
ویکی واژه
اسبابی که با آن ریش و سبیل را میتراشند، ماشین اصلاح.
جمله سازی با خودتراش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو تو با حق راست گوی و راست باش دور باش از خودپسند و خودتراش