خود شو
مترادفها
خودت باش
متضادها
دیگر باش، تقلید کن
لغت نامه دهخدا
خودشو. [ خوَدْ / خُدْ ] ( نف مرکب ) در اصطلاح زنان، آنکه در حمام دلاک نگیرد و خود تن خویش شوید. خودشور. خودشوی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح زنان آنکه در حمام دلاک نگیرد و خود تن خویش شوید.
جمله سازی با خود شو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیخود از خود شو که تا حق بین شوی ورنه از عالم ز حق غافل روی
💡 بیخود از خود شو که تایابی وصال بیخودی از خود بود خود راه راست
💡 نیست از خود شو که تا یابی نجات چون تو برخیزی نشیند حق بجات
💡 چون حجاب جان تو پندار تست بیخود از خود شو که این دیدار تست
💡 تا داد همی جوئی، رنجورتری. مانا! کز خود شوی آسوده، از داد نخواهی شد.
💡 دمی معشوق خود شو عاشق خود ترا دایم چو با خود بود بازار
💡 در دنیای پر از تقلید و الگوهای آماده، تنها راه رسیدن به آرامش واقعی این است که تلاش کنی خود شو و به اصالت خودت اعتماد کنی.
💡 روانشناسان معتقدند که فشار اجتماعی برای همرنگ شدن با دیگران، مانع بزرگتری است که باید با شعار خود شو و پذیرش تفاوتها با آن مقابله کرد.
💡 اگر میخواهی در مسیر موفقیت قدم برداری، نباید نقابهای دروغین به چهره بزنی، بلکه باید سعی کنی خود شو و با توانمندیهای واقعیات روبرو شوی.