برامده و برجسته
چیزی که از سطح اطراف بالاتر آمده و جلوهٔ بیرونزده دارد. برای توصیف اجسام، نقشها، بخشهای برجستهٔ یک سطح یا اندامها به کار میرود.
مترادفها
بیرونزده، نمایان، برآمده
متضادها
فرورفته، تخت
جمله سازی با برامده و برجسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طراحی معماری مدرن، استفاده از سطوح برآمده و برجسته میتواند باعث ایجاد سایهروشنهای زیبایی شود که به ساختمان عمق و جزییات بسیار بیشتری میبخشد.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق، متوجه شد که یک بخش برآمده و برجسته در ناحیه استخوان کمر بیمار وجود دارد که نیاز به بررسیهای پزشکی بیشتر دارد.
💡 در نقاشیهای رنگ روغن، استفاده از تکنیکهای خاص برای ایجاد بخشهای برآمده و برجسته باعث میشود که اثر هنری بسیار زنده، واقعی و ملموس به نظر برسد.