خروس بازی
لغت نامه دهخدا
خروس بازی.[ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خروس باز. تربیت خروس برای جنگ. || بجنگ اندازی خروس. ( از آنندراج ). || مکاری. حیالی. ( از آنندراج ):
جهان بجنگ فکنده ست تاجداران را
خروس بازی این پیر را تماشا کن.سلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) نوعی سرگرمی که در آن خروس ها را با هم به جنگ وامی دارند.
فرهنگ فارسی
عمل خروس باز تربیت خروس برای جنگ
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:خروس جنگی
ویکی واژه
نوعی سرگرمی که در آن خروسها را با هم به جنگ وامی دارند.
جمله سازی با خروس بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهان به جنگ فکنده ست تاجداران را خروس بازی این پیر را تماشا کن!
💡 در گذشتههای دور، بسیاری از فرهنگهای مختلف با وجود اشکالات اخلاقی، به فعالیتهای مخرب و بیهودهای مانند خروس بازی برای سرگرمیهای خود میپرداختند.
💡 برخلاف تصور برخی، خروس بازی نه تنها یک فعالیت غیرقانونی است، بلکه از نظر اخلاقی نیز به عنوان یک عادت بسیار پست و بیمورد شناخته میشود.
💡 مفسران اجتماعی معتقدند که برخی از بازیهای مادیگرایانه و پرخطر مانند خروس بازی، میتوانند باعث از هم پاشیدن ساختار اخلاقی و اجتماعی جوامع بشری شوند.