خاطرجمع
مترادفها
مطمئن، آسودهخاطر، دلگرم
متضادها
نگران، مضطرب، بیقرار، مردد
لغت نامه دهخدا
خاطرجمع. [ طِ ج َ ] ( ص مرکب ) مقابل پریشان خاطر. ( آنندراج ). مقابل پریشان خیال. مطمئن. بی تشویش. دل آسوده. فارغ بال. آسوده خاطر.
فرهنگ معین
( ~. جَ ) [ ع. ] (ص مر. ) آسوده، بی تشویش.
فرهنگ عمید
۱. مطمئن.
۲. آسوده خاطر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دل آسوده بی تشویش مطمئن آسوده خاطر: (( خاطر جمع بود که موفق خواهدشد ) )
ویکی واژه
آسوده، بی تشویش.
جمله سازی با خاطرجمع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز غشقم در گمان افتادهاند ای کاش از کویت دو روزی بهر خاطرجمعی اغیار میرفتم
💡 دور از آن درگه ندارد خاطرجمعی کلیم از وطن آواره گر باشد پریشان دور نیست
💡 که تواند که نشیند ز عدم خاطرجمع هر که را رفتن این راه نماند در دل