فرهنگ معین
( ~ُ بِ ) [ ع. ] (اِمر. ) گیر و دار، تنگی و گرفتاری.
( ~ُ بِ ) [ ع. ] (اِمر. ) گیر و دار، تنگی و گرفتاری.
۱. تنگی، گرفتاری، گیرودار.
۲. تنگی و گرفتاری که رهایی از آن ممکن نباشد.
سعد بن محمد بن سعد صیفی تمیمی شاعری است مشهور از مردم بغداد که به ابوالفوارس ملقب بود.
گیر و دار، تنگی و گرفتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علم نبود غیر علم اهل بیت جمله دیگر حیص و بیص و هیت و کیت
💡 اندر این حیص و بیص آن مأمور با دو تن همچو خود عوانو جسور
💡 حیص و بیص کاذب وقطا له و منه بکاء بغداد