لغت نامه دهخدا
حلزونی. [ ح َ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حلزون. || خط یا شکل شبیه بحلزون. مارپیچی. ( فرهنگ فارسی معین ). || پیچاپیچ. پیچ پیچ مانندصدف و خانه حلزون. بشکل حلزون. مارپیچ. مارپیچی.
حلزونی. [ ح َ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حلزون. || خط یا شکل شبیه بحلزون. مارپیچی. ( فرهنگ فارسی معین ). || پیچاپیچ. پیچ پیچ مانندصدف و خانه حلزون. بشکل حلزون. مارپیچ. مارپیچی.
به شکل صدف حلزون، مارپیچی.
( صفت ) ۱- منسوب به حلزون ۲ - خط یا شکل شبیه به حلزون مار پیچی.
{limacon} [ریاضی] مکان هندسی نقطه ای واقع بر یک خط به فاصلۀ ثابتی از تقاطع آن خط با یک دایرۀ ثابت، وقتی که خط حول نقطه ای بر روی دایره دوران می کند متـ. حلزونی پاسکال Pascals limacon
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحله سوم عدم دستکاری و تخریب ساختار مویرگی (کاپیلاری) خاک محل کاشت نهال در زمان حفر چاله است. اگر از متههای حلزونی استفاده کنیم، بهدلیل کوبیده و سخت شدن کف و دیواره چاله لولههای موئینه موجود بین ذرات تشکیلدهنده خاک تخریب شده و توسعه ریشه نهال را در خاک دچار مشکل خواهیم کرد مضافاً اینکه حرکت مولکولهای آب در بخشهای کوبیده شده انجام نخواهد شد.
💡 سازهای شبه ویولن زمانی که آماتی کار خود را آغاز کرد تنها سه سیم داشتند. وی اولین ساز شبه ویولن چهار سیم را ساخت. اولین ویولنهای آماتی کوچکتر از ویولنهای مدرن بودند، با آرشههای بلند، حاشیه پهن و انحناهای منحصر به فرد در بدنه و حلزونی.
💡 شنوایی و تعادل هر دو در گوش داخلی ایجاد میشوند. صدا منجر به ارتعاشات استخوانچهها میشود که در نهایت به اندام شنوایی ادامه مییابد و تغییر در تعادل منجر به حرکت مایعات در گوش داخلی میشود. این یک سیگنال عصبی ایجاد میکند که از عصب دهلیزی عبور میکند. از اینجا به هستههای حلزونی، هسته اولیواری فوقانی، هسته ژنیکوله داخلی و در نهایت تابش شنوایی به قشر شنوایی میرسد.