جوشاننده
مترادفها
غلیانکننده، جوشان
متضادها
سردکننده
لغت نامه دهخدا
جوشاننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف )آنکه مایعی را بجوش آورد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه مایعی را بجوش آورد.
غلیانکننده، جوشان
سردکننده
جوشاننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف )آنکه مایعی را بجوش آورد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) آنکه مایعی را بجوش آورد.