حق حساب
مترادفها
سهم، حق، مبلغ
فرهنگ معین
( قُِ حِ ) [ ع. ] (اِمر. ) باج، رشوه.
ویکی واژه
باج، رشوه.
جمله سازی با حق حساب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بد انسانی که بر حقش ایابست دهد عود آنکه را با حق حساب است
💡 پیش از آنکه عامل وصل، خراج اصل به دیوان گزاردی، شاگرد حق حسابی و رسم عتابی درخواست. زن گفت: ترا هم برین رباب ترانه ای و هم ازین باب شاگردانه ای آرم. کودک خدمت کرد و گفت:
💡 به کار کرد مرا با زمانه دفترهاست چه فضلها بودم گر به حق حساب کنند
💡 او همیشه تلاش میکرد تا حق حساب تمام هزینههای جاری شرکت را در زمان مقرر پرداخت کند تا از بروز مشکلات مالی جلوگیری شود.
💡 برای رسیدن به رضایت مشتریان، باید محصولات با کیفیت بالا و با قیمت حق حساب به بازار عرضه شوند تا رقابتپذیری حفظ گردد.
💡 مدیر پروژه بر این باور بود که پرداخت حق حساب کارگران و رعایت حقوق آنها، کلید اصلی پیشرفت و موفقیت در پروژههای بزرگ است.