جوال رفتن

مترادف‌ها

گشت زدن، پرسه زدن، چرخیدن

متضادها

ماندن، مستقر شدن

فرهنگ معین

( ~. رَ تَ ) (مص ل. ) با کسی مقابله و معارضه کردن و از پسش برآمدن.

ویکی واژه

با کسی مقابله و معارضه کردن و از پسش برآمدن.

جمله سازی با جوال رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با دشمن خود ستیزه کردن نه نکوست با خرس جوال رفتن البته بد است

کلمات مرتبط