تیزنظر

لغت نامه دهخدا

تیزنظر. [ ن َ ظَ ] ( ص مرکب ) شاهی البصر. شفن. حنادرالعین. ( منتهی الارب ): نسر؛ مرغی تیزنظر است چنانکه از چهارصد فرسخ می بیند. ( از منتهی الارب ): تیزنظر باید بود تا بداند که لذت قصوی و انس اعلی آنها راست. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

شاهی البصر شفن

جمله سازی با تیزنظر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز