تکلان
لغت نامه دهخدا
تکلان. [ ت ُ ] ( ع اِ ) عجزنمایی و کارسپردگی بر دیگری. اسم است توکل را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اعتماد و توکل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). اسم است از اتکال بمعنی اعتماد و تفویض. ( از اقرب الموارد ): و هو المستعان و علیه التکلان. ( گلستان ). رجوع به اتکال و توکل شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) اعتماد کردن.
فرهنگ فارسی
اعتماد، تفویض
۱ - ( مصدر ) سپردن کار خود بدیگری تفویض کردن امراعتماد کردن. ۲ -( اسم ) تفویض امر.
ویکی واژه
اعتماد کردن.
جمله سازی با تکلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فضیل عیاض٭ گوید: کی اللّه تعالی گوید فردا فرارهی: یابن آدم! اما زهدک فی الدنیا فانما طلب الراحة لنفسک و اما انقطاعک الی، فانما طلبت العز لنفسک و لکن هل عادیت لی عدواً او و الیت لی ولیاً؟ و اللّه المستعان علیه التکلان
💡 آمین یا رب العالمین والتکلان علی واهب الاحسان