تهانی

لغت نامه دهخدا

تهانی. [ ت َ ] ( ع مص ) با هم مبارکباد گفتن و تهنیت کردن. به این معنی مصدر است از باب تفاعل و هم ج ِ تهنیت مثل تجارب بکسر «راء»، ج ِ تجربه.... ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). باهم مبارکباد و تهنیت گفتن. || ( اِ ) مبارکباد و تهنیت. ( ناظم الاطباء ): از قضای حقوق و قیام به مراسم تهانی تعازی دامن درکشید. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 434 ). و اهالی آن به مقدم او تهانی نمودند. ( جهانگشای جوینی ). هر کس برحسب هوی و حال خود تهاوی و تهانی می کرد. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ج. تهنیت، شادباش ها، تبریک ها.

فرهنگ عمید

به هم تهنیت گفتن.

فرهنگ فارسی

بهم تهنیت گفتن
( مصدر ) جمع:تهنیتشاد باشها تبریکها.

فرهنگ اسم ها

اسم: تهانی (دختر) (عربی) (تلفظ: tahāni) (فارسی: تَهاني) (انگلیسی: tahani)
معنی: تهنیت گفتن، تبریک گفتن، شادباش، ( در قدیم ) تهینت گفتن به یکدیگر

ویکی واژه

تهنیت؛ شادباش‌ها، تبریک‌ها.

جمله سازی با تهانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلا زالت تزف لک التهانی مهناة من‌الملک الودود

💡 وزان‌پس‌به‌مجلس نشستند و آمد ز مردم بر ایشان درود وتهانی

💡 مجلس ملی ز یاد شاعران برد آنچه بود از حماسه وز تهانی وز مدیح و از نسیب

💡 گهی در جشنها خواندی مدایح گهی در عیدها گفتی تهانی

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز