تله بست
مترادفها
دام گذاشتن، به دام انداختن
متضادها
رها کردن، آزاد کردن
فرهنگ معین
(تَ لِ بَ ) (اِمر. ) چوب بست.
فرهنگ عمید
۱. چوب های افقی و عمودی که پیش از ساختن دیوار بر پا می کنند و بعد میان آن ها را با آجر تیغه می کشند، چوب بست، چوب بندی.
۲. چوب بستی که کارگران ساختمانی در بیرون یا درون ساختمان برپا می کنند که روی آن بایستند و کار بکنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چوبهای افقی و عمودی که پیش از ساختن دیوار و حصار برپا کنند و میان آنها را تیغه کشند چوب بست چوب بندی.
ویکی واژه
چوب بست.
جمله سازی با تله بست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر چه دنبه بر گرگان تله بست به دنبه شیرمردی زان تله رست
💡 شکارچیان با مهارت بسیار زیاد در جنگلهای انبوه، اقدام به تله بست برای صید حیوانات کوچکتر کرده بودند تا بتوانند از خود تغذیه کنند.
💡 پلیس برای دستگیری آن تبهکار فراری، یک نقشه پیچیده برای تله بست و محاصره کردن او در منطقه مرزی طراحی کرده بود.
💡 در طبیعت، برخی حشرات با روشهای بسیار عجیب و هوشمندانه برای تله بست و به دام انداختن طعمههای خود از گیاهان استفاده میکنند.