تلالؤ

فرهنگ معین

(تَ لَ لُ ) [ ع. ] (مص ل. ) درخشیدن، برق زدن.

فرهنگ عمید

۱. درخشیدن، برق زدن.
۲. درخشندگی.

ویکی واژه

درخشیدن، برق زدن.

جمله سازی با تلالؤ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشد آن نور تلالؤ در قصور وز مه رخسار مهر آثار حور

💡 فی الکأس تلالؤ الحمیا یکفی لک هذه العلامات

💡 از تلالؤ خیره گردد چشم او آیدش از فر و حشمت سر فرو

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز