تقادیر

مترادف‌ها

سرنوشت‌ها، قسمت‌ها

لغت نامه دهخدا

تقادیر. [ ت َ ] ( ع اِ )ج ِ تقدیر. ( ناظم الاطباء ): اذا حلت التقادیر بطلت التدابیر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): و انواع تدابیر موافق انوار تقادیر نمی آید. ( سندبادنامه ص 55 ). تقادیر مخالف تدابیر است. ( سندبادنامه ص 278 ).
روز گم گشتن فرزند تقادیر قضا
چاه دروازه کنعان به پدر ننماید.سعدی.رجوع به تقدیر شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ تقدیر.

فرهنگ عمید

= تقدیر

ویکی واژه

جِ تقدیر.

جمله سازی با تقادیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سندباد گفت: این داستان از بهر آن گفتم تا بر رای ثاقب شاه مقرر شود که کارها معلق است به مقادیر، «اذا حلت التقادیر بطلت التدابیر». و اسباب منوطست به اوقات و چون اجل فراز آید و مهلت منقضی شود، رسیدنی برسد و چون قضا بیاید بصر برود و چون تقدیر در ازل سابق بود، کفایت سود ندارد و در شهامت مربح نبود و عاقل غافل گردد.

💡 بر خواقیم فلک طبع قضا حکمت مطاع بر تقادیر زمان رای قدر قدرت قدیر

💡 بسیاری از مردم معتقدند که تقادیر انسان‌ها از پیش نوشته شده است و ما تنها شاهد وقوع رویدادهای زندگی خود هستیم.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، تقادیر و گردش روزگار همواره به عنوان موضوعی اصلی در توصیف بی‌ثباتی جهان هستی مطرح شده است.

💡 علی‌رغم تمام تلاش‌های علمی و تکنولوژیک، هنوز هم بخش‌هایی از زندگی انسان‌ها تحت تأثیر تقادیر و اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی قرار دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران