تصاریف. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تصریف. احکام و اوامر خودسرانه. ( ناظم الاطباء ). || تبدیلات و انقلابات و حوادث زمانه. ( ناظم الاطباء ). گردانیدنها و گذشتن ها و برگشتن ها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تصاریف دهر؛ نوائب آن. حدثان آن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): بر این فن متبحر و ریان گشته و بر تصاریف احداث واقف شده و رای او به ممارست این فن متانت یافته. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 20 ). گمان بسته که مجال حوادث ایام در آن محال محال باشد و دست تصاریف روزگار بدامن دولت او نرسد. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 33 ). تا مگر ث... و انقیاد و طواعیت را از تصاریف زمان سایه بان سازد. ( جهانگشای جوینی ).
(تَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ تصریف، پیشامدها، حوادث زمانه.
پیشامدها و حوادث روزگار، گردش ها و انقلابات زمانه، نوائب دهر، تصاریف الدهر.
پیش ل آمدهاوحوادث روزگار، گردشهاوانقلابها
( مصدراسم ) جمع تصریف پیشامد ها حوادث اتفاقات گردشهای زمانه.
جمع تصریف؛ پیشامدها، حوادث زمانه.
💡 کیف لا اشکو و قد زادت تصاریف المحن کیف لا ابکی و قد طالت بتاریخ الجوی
💡 رزم جویی مفرد آری در تصاریف قتال کثرت خصم ترا جمع مکسر داشتند
💡 خاموش کن که همت ایشان پی توست تأثیر همتست تصاریف ابتلا
💡 در مقامی هست هم این زهر مار از تصاریف خدایی خوشگوار
💡 چو بندی از تصاریف شیون چشم تو را مصدر نماید عین مشتق
💡 ز ابر پرآب دو چشمش ز تصاریف فراق بر شکوفه رخ پژمرده بباریده خوش است