تضاحک
مترادفها
خندیدن، شوخی کردن
لغت نامه دهخدا
تضاحک. [ ت َ ح ُ ] ( ع مص ) خندیدن. ( زوزنی ). خندیدن و با هم خندیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). || بتکلف خندیدن قوم. || یکدیگر را خندانیدن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ حُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم خندیدن.
ویکی واژه
با هم خندیدن.
جمله سازی با تضاحک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من کان مبلسا قنوطا ذابوا و تضاحکوا و نالوا