تسلط داشتن
مترادفها
چیرگی، مهارت، برتری، تسلط یافتن
متضادها
نداشتن، تسلیم شدن، بیاطلاعی
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- چیرگی داشتن غلبه داشتن. ۲- نفوذ داشتن.
ویکی واژه
dominare
جمله سازی با تسلط داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دور نخست مجلس شورای ملی، ترکمنها نماینده نداشتند اما در دور دوم آدینه محمدخان به نمایندگی عشایر ترکمن برگزیده شد (تصویب اعتبارنامه: ۲۴ محرم ۱۳۲۸). وی اهل پنج پیکر و از طایفه جعفر بای و تاجری موفق در گمیش تپه (گمیشان) بود. به علت چابکی و زرنگی و همچنین تسلط داشتن به زبان فارسی به آنا شیطان معروف بود.
💡 از روایات ابناثیر و تحقیقات کسروی و مادلونگ که هر دو از ابناثیر بهره جستهاند آشکار میشود که کردان هذبانی علاوه بر اورمیه و اشنویه بر دژ بزرگی در شمال شرقی وان و اربل نیز تسلط داشتند. آنان با روادیان بر ضد ترکمانان غُز متحد بودند و در عین حال با کردان حمیدیه اختلاف داشتند. در سال ۴۲۵ ابوالهیجاء از امپراتوری بیزانس شکست خورد و از ارمنستان عقبنشینی کرد.