لغت نامه دهخدا
غلبات. [ غ َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ غَلَبَة. ( غیاث اللغات ). رجوع به غلبة شود.
غلبات. [ غ َ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ غَلَبَة. ( غیاث اللغات ). رجوع به غلبة شود.
۱ - ( مصدر ) چیره شدن کسی بر کسی پیروز گشتن ۲ - ( اسم ) چیرگی پیروزی ۳ - استیلائ تسلط ۴ - کثرت فراوانی بسیاری ۵ - کثرت استعمال شیوع ۶ - ( اسم ) گروه بسیار جمعیت ازدحام ۷ - بانگ فریاد. یا غلبه دم. جمع شدن خون در وریدها و شریان های یک عضو هجوم خون در یک عضو احتقان. یا غلبه روییدن. پر پشت روییدن. یا غلبه خون ( دم ) فشار خون اشتداد دم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون آتش عشق در غلبات وقت بخانه پردازی وجود صفات بشریّت برخاست در پناه نور شرع بهر قدمی که بر قانون متابعت که صورت فناست می زند نور کشش که فنابخش حقیقی است از الطاف ربوبیّت استقبال او می کند که: «من تقرّب الی شّبراً تقرّبت الیه ذراعاً»
💡 شراب تلخ: غلبات عشق که وجود اعتباری صوفی را به کلی از او بگیرد.
💡 آن عزیزی گوید: در بادیه میشدم یکی دیدم بیک پا میجست در غلبات وجد خویش.
💡 از غلبات عشق او عقل چه شور میکند وز لمعان جان او جانوری چه میشود
💡 شراب: غلبات عشق را گویند، با وجود اعمال، که مستوجب ملامت باشد و آن اهل کمال را باشد، که اخصاند، در نهایات سلوک.