لغت نامه دهخدا
تحریم کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حرام کردن. منع کردن. حرام گردانیدن. رجوع به تحریم شود.
تحریم کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حرام کردن. منع کردن. حرام گردانیدن. رجوع به تحریم شود.
حرام کردن منع کردن حرام گردانیدن
boicottare
💡 وی مجدداً در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۷ با کسب ۶۴ درصد آرا انتخاب شد، مخالفان انتخابات ۲۰۰۷ را بهدلیل محرومیت دو نامزد مخالف، از جمله برادر وی، هری تانگ تحریم کردند.
💡 او با حمایت از حسن روحانی در انتخابات ۱۳۹۲ در پاسخ به سؤال در مورد تحریم کردن انتخابات توسط او گفت: «مگر ما مفتی هستیم که فتوا بدهیم انتخابات را تحریم کنیم نهایتاً میتوانیم بگوییم ما شرکت نمیکنیم.»
💡 این آهنگ در تمام کشورهای اروپایی در بین ۱۰ اثر برتر قرار گرفت و در آلمان به مدت سه هفته شماره ۱ شد. اما رادیوها و رسانههای آمریکا علاقهای به پخش آن نداشتند و مدتی نیز آن را تحریم کردند. اما با این وجود در رتبهٔ ۳۰ جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد آمریکا و رتبهٔ ۱ جدول ۱۰۰ آهنگ داغ آراندبی بیلبورد آمریکا قرار گرفت.
💡 نشست ۱۹۷۰ اتحادیه عرب این نشست در ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۰ در قاهره، به دلیل درگیری شبهنظامیان فلسطینی و ارتش اردن در سپتامبر سیاه در اردن برپا شد. سوریه، عراق، الجزایر، مراکش این نشست را تحریم کردند.