هنجیدن
مترادفها
اعتراض کردن، گله کردن، شکایت کردن
لغت نامه دهخدا
هنجیدن.[ هََ دَ ] ( مص ) بیرون کشیدن و برآوردن. ( برهان ).
- برهنجیدن؛ گستردن. ( یادداشت مؤلف ). گشودن:
چنان که مرغ هوا پرّ و بال برهنجد
تو بر خلایق بر، پرّ مردمی برهنج.ابوشکور.- || بیرون آمدن:
دل اندر مهر می برهنجد از تن
چنان چون سنگ مغناطیس و آهن.فخرالدین اسعد.
فرهنگ معین
(هَ دَ ) [ په. ] (مص م. ) ۱ - برکشیدن، بیرون کشیدن. ۲ - پوست کندن.
فرهنگ عمید
کشیدن، برکشیدن، بیرون کشیدن، برآوردن.
* برهنجیدن: (مصدر متعدی ) [قدیمی] کشیدن، گستردن: چنان که مرغ هوا پر و بال بر هنجد / تو بر خلایق بر پر مردمی بر هنج (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۸۴ ).
فرهنگ فارسی
کشیدن، برکشیدن، بیرون کشیدن، امربه هنجیدن
( مصدر ) ۱- بیرون کشیدن بر آوردن. ۲ - عزم کردن آهنگ کاری کردن.
ویکی واژه
برکشیدن، بیرون کشیدن.
پوست کندن.
جمله سازی با هنجیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرهنگ یکی از کهنترین اصطلاحات نظامی فارسی است که در پارسی میانه «sarhang» و در پارسی باستان «-sara-θang*» بوده که آن همکردی از دو واژه: «-sara*» «سر» و «-θang√» «کشیدن، هنجیدن، آهیختن» لفظاً به معنای «پیشکشنده، پیشبرندهٔ لشکر» است. این واژه در زبانهای پارسی میانه و سغدی هم به معنای «سردار، سرور، فرمانده، سرهنگ» به کار میرفتهاست.
💡 اصطلاح «هنگ» ظاهراً با روش پسینسازی از واژهٔ «سرهنگ» ساخته شده است، که آن در پارسی میانه «sarhang» و در پارسی باستان «-sara-θang*» بوده و همکردی از دو واژه: «-sara*» «سر» و «-θang√» «کشیدن، هنجیدن، آهیختن» لفظاً به معنای «پیشکشنده، پیشبرندهٔ لشکر» است. این واژه در زبانهای پارسی میانه و سغدی هم به معنای «سردار، سرور، فرمانده، سرهنگ» به کار میرفته است. چنانچه، در سپاه سامانیان و غزنویان سرهنگ سردار و فرمانده فوج را میگفتند. از این رو، از دیر باز «سرهنگ» را ساخته شده از دو واژه: «سر» (سردار) + «هنگ» («سپاه، لشکر»> پارسی میانه: hang «نیرو، زور») شمردهاند. چنانچه، فرهنگ «غیاثاللغات» به نقل از فرهنگ و واژهنامههای کهنتر «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «فرهنگ رشیدی»، «بحر عجم»، «سرهنگ» را چنین تعریف کرده است: «کوتوال و وجه تسمیه آن که سر به معنی سردار و امیر و هنگ به معنی سپاه». «فرهنگ آنندراج» نیز در تعریف «سرهنگ» آورده است: «سردار و پیشرو لشکر و سپاه، چه هنگ به معنی سپاه نیز آمده».