هوخیدن
متضادها
سکوت کردن، آرام شدن
لغت نامه دهخدا
هوخیدن. [ دَ ] ( مص ) برکشیدن و بیرون کشیدن. || پیدا شدن و آمدن. ( برهان ). رجوع به هوختن شود.
سکوت کردن، آرام شدن
هوخیدن. [ دَ ] ( مص ) برکشیدن و بیرون کشیدن. || پیدا شدن و آمدن. ( برهان ). رجوع به هوختن شود.