لغت نامه دهخدا
بی وزن. [ وَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + وزن ) که وزن ندارد. که فاقد وزن است. || که وقار و ارزش ندارد. مقابل گران سنگ:
به بی وزنان بی وزنی دهم گنج
زمین بر گاو گردون نالد از رنج.نظامی.رجوع به وزن شود.
بی وزن. [ وَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + وزن ) که وزن ندارد. که فاقد وزن است. || که وقار و ارزش ندارد. مقابل گران سنگ:
به بی وزنان بی وزنی دهم گنج
زمین بر گاو گردون نالد از رنج.نظامی.رجوع به وزن شود.
که وزن ندارد که فاقد وزن است. یا که وقار و ارزش ندارد و مقابل گران سنگ.
{weightless} [فیزیک] ویژگی جسمی که در شرایط بی وزنی باشد
حوزه: [فیزیک]
ویژگی جسمی که در شرایط بیوزنی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر عملیاتی این آزمایشگاه ۱۰ سال برآورد شدهاست. در طی این مدت، پژوهشگران روی زمین با همکاری سرنشینان ایستگاه فضایی بینالمللی خواهند توانست هزاران آزمایش مختلف را در زمینههایی مانند دانش زیستشناسی، دانش مواد، فیزیک مایعات در شرایط بیوزنی انجام دهند.
💡 سازمان فضایی اروپا گونههای مختلفی از قفسههای آزمایشی را برای کلمبوس طراحی و آماده کردهاست. همه این گونهها طوری طراحی شدهاند که پژوهشگران اروپایی بتوانند از حداقل فضا برای انجام بیشترین آزمایشها در محیط بیوزنی بهرهبرداری کنند.
💡 آسانسور فضایی وسیلهای خیالی است که برای انتقال ماده از سطح یک جرم آسمانی به فضا طراحی شدهاست. برای این وسیله طرحهای بسیاری تصور شده که همهٔ آنها شامل مسافرت به فضا از طریق حرکت در امتداد ساختاری ثابت بهجای استفاده از موشکهای فضایی است. طرح کلی این وسیله غالباً به سازهای مربوط میشود که از روی سطح زمین – در نزدیکی یا روی استوا – تا مدار پیرامون زمین و فضای بیوزنی امتداد داشته باشد.
💡 اگرچه غزلهای حسن اجتهادی از شهرت بیشتری برخوردار است اما او در بیشتر قالبها شعر میسرود. قصیده، مثنوی، رباعی و دوبیتی از قالبهای قدیم است که اجتهادی در آنها طبعآزمایی کردهاست. شعرهای نیمایی و بیوزن او نیز خواندنی و دارای نوآوری و استحکام ذهنی و زبانی است.
💡 از جود تو معزی بیوزن یافت نعمت هرگه که در مدیحت یک بیت گفت موزون