کلمه «بیحفاظ» در فارسی به معنای فاقد محافظ، نگهبان یا پوشش محافظتی است. این واژه برای توصیف چیزها یا مکانهایی که بدون حصار، دیوار، پوشش یا حمایت هستند به کار میرود. مفهوم «بیحفاظ» میتواند در مکانی فیزیکی مانند ساختمان، مسیر، پنجره یا تجهیزات باشد و نشاندهنده ضعف در ایمنی یا حفاظت است. در کاربرد استعاری، این واژه ممکن است به معنای ضعیف، آسیبپذیر یا در معرض خطر بودن فرد یا گروه نیز بیان شود. در ادبیات، «بیحفاظ» برای توصیف موجودات یا اشیاء بدون حمایت، مراقبت یا پشتیبانی به کار میرود. این صفت بار معنایی منفی و هشداردهنده دارد و نشاندهنده نیاز به حفاظت یا مراقبت بیشتر است. به طور کلی، بیحفاظ یعنی فاقد محافظ، نگهبان یا پوشش ایمنی و در معرض آسیب یا خطر بودن و واژهای با کاربرد فیزیکی و استعاری است.
بیحفاظ
لغت نامه دهخدا
بی حفاظ. [ ح ِ ] ( ص مرکب ) بدون ستر.بدون پرده. || بی شرم. بی حیا:
در چین طره تو دل بی حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مألوف یاد باد.حافظ. || بی چادر و روی پوش ( زن ). ( یادداشت بخط مؤلف ). || بی عفت:
یکی بدرگ و بی حفاظ است سخت
ندانم که کشته ست چونین درخت.شمسی ( یوسف و زلیخا ).|| بی پرهیز. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بدون ستر ٠ بدون پرده ٠ یا بی شرم ٠ بی حیا ٠
جمله سازی با بیحفاظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرگذشت سیاوش مظلوم پدر بیحفاظ و آن زن شوم
💡 شاعری بیحفاظ و بیخردست در سفاهت بسان جدّ خودست
💡 میزبان بیحفاظ و بیآزرم خوردنی جمله سرد و آبش گرم
💡 گفتش ای بیحفاظ در خانه هر دمی میخوری دو صد دانه