بیغال

کلمه بیغال به نوعی سلاح یا ابزارهای جنگی اشاره دارد که در ادبیات حماسی و شعرهای فارسی به کار می‌رود.

توضیح:

نیزه و پیکان: بیغال به عنوان یک سلاح جنگی، معمولاً به طولی کوتاه‌تر از نیزه‌های بلندتر اشاره دارد و می‌تواند به عنوان ابزاری برای پرتاب یا ضربه زدن به کار رود. این سلاح در جنگ‌ها و نبردها به عنوان ابزاری برای دفاع و حمله استفاده می‌شد.

استفاده در شعرهای حماسی: در ادبیات حماسی، بیغال به عنوان نمادی از شجاعت و دلاوری در نبردها به کار می‌رود. شاعران حماسی از این واژه برای توصیف قهرمانان و جنگجویان خود استفاده می‌کنند، و آن را به عنوان نشانه‌ای از قدرت و توانایی در میدان جنگ به تصویر می‌کشند.

لغت نامه دهخدا

بیغال. ( اِ ) ( ظ. از: بیغ + آل ) ( از یادداشت مؤلف ). پیغال. ( یادداشت مؤلف ). نیزه که به عربی رمح خوانند. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( رشیدی ) ( از اسدی ). نیزه کوتاه. ( ناظم الاطباء ):
دریغ آن سر و تن روان یال اوی
هم آن تیر وآن تیغ و بیغال اوی.( از فرهنگ اسدی ).|| پیکان. || سنان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( اِ. ) نیزه، رمح.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نیزه رمح.

ویکی واژه

نیزه، رمح.

جملاتی از کلمه بیغال

مرغ مرغوله زند بر سر سرو یار بیغاله کشد از کف یار
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم