بیدارباش
مترادفها
هوشیاری، گوشبهزنگی
متضادها
غفلت، خواب
لغت نامه دهخدا
بیدارباش. ( اِ مرکب ) نام آهنگی از موسیقی. رجوع به آهنگ شود.
فرهنگ عمید
شیپوری که صبحگاه برای بیدار کردن سربازان می نوازند.
فرهنگ فارسی
شیپوری که جهت بیدار کردن سربازان و پیشاهنگان هر صیحگاه نوازند.
نام آهنگی از موسیقی
فرهنگستان زبان و ادب
[مهندسی مخابرات] ← خدمات بیدارباش
جمله سازی با بیدارباش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یلان سینه بهرام را بانگ کرد که بیدارباش ای سوار نبرد
💡 گروه «مراقبت از کاله» از بریتانیا درخواست کرد که راه قانونی برای رسیدن پناهندگان ایجاد کند؛ و گفت: «از دست دادن زندگی، باید برای صاحبان قدرت در فرانسه و بریتانیا زنگ بیدارباش بهشمار آید».
💡 یک امشب در این قلعه هشیار باش ز خوردن بپرهیز و بیدارباش
💡 تو بیدارباش و جهاندار باش خردمند و راد و بی آزار باش
💡 برای حفظ امنیت ساختمان در ساعات پایانی شب، مدیر ساختمان دستور داد که نگهبانان باید در وضعیت بیدارباش کامل قرار داشته باشند.
💡 در زمان بحرانهای اقتصادی، بیدارباش اجتماعی و آگاهی از تغییرات بازار برای سرمایهگذاران بسیار حیاتی و برای موفقیت در آینده ضروری است.
💡 پزشکان توصیه میکنند که در زمان بیماری، داشتن بیدارباش ذهنی و تمرکز بر روند بهبودی میتواند به سرعت یافتن سلامتی کمک شایانی کند.