بوژی
فرهنگستان زبان و ادب
{bogie , truck} [حمل ونقل ریلی] مجموعه ای شامل چهار یا شش چرخ که به صورت جفت در زیر وسیلۀ نقلیۀ ریلی طویل نصب می شود و ازطریق لولایی مرکزی حرکت و انعطاف وسیلۀ نقلیۀ را در پیچ ها تسهیل می کند
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:بجایه
ویکی واژه
مجموعهای شامل چهار یا شش چرخ که بهصورت جفت در زیر وسیلۀ نقلیۀ ریلی طویل نصب میشود و ازطریق لولایی مرکزی حرکت و انعطاف وسیلۀ نقلیۀ را در پیچها تسهیل میکند.
جمله سازی با بوژی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درون سیلندرهای نعوظی، بافت اسفنجی قرار دارد که فضای زیادی را هنگام نعوظ، جهت ورود خون، ایجاد میکند و دیوارهٔ آن از بافتی بسیار قوی و ضخیم، به نام تونیکا آلبوژینه تشکیل شدهاست.
💡 پیشرفتهای اخیر باعث ساخت انالایزرهای هماتوبوژی برای انجام تستهای شمارش کامل گلبولی و تست رسوب گلبوب قرمز و تستهای انعقادی استفاده می شوده شدن دستگاههایی با استفاده در بخشهای ایمونوهماتولوژی شده است