کاسۀ سقفی
مترادفها
گنبد، نیمکره
فرهنگستان زبان و ادب
{body centre plate} [حمل ونقل ریلی] صفحۀ ریخته گری یا آهنگری شده که در خط مرکزی خط نورد در زیر بدنه پرچ یا جوشکاری شده است و نیرو را ازطریق گهواره از بدنه به بوژی منتقل می کند
جمله سازی با کاسۀ سقفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معماران در بناهای تاریخی بسیار بزرگ، از طراحی کاسۀ سقفی با استفاده از آجرهای ظریف استفاده میکردند تا نور خورشید را به آرامی به داخل پخش کنند.
💡 وقتی وارد آن تالار باشکوه شدم، عظمت کاسۀ سقفی با نقش و نگارهای اسلیمی که از سقف آویزان بود، تمام وجود مرا در خود غرق کرد.
💡 مهندسان باید دقت زیادی در محاسبات مربوط به وزن و استحکام کاسۀ سقفی داشته باشند تا در طول زمان دچار ترک خوردگی یا ریزش نشود.