بهاز
واژه بهاز در لغتنامه فارسی به اسبی اصیل و ممتاز اطلاق میشود که از جایگاه ویژهای در تیره یا گله برخوردار است. این اصطلاح، که ریشه در دانش دامپروری و اسبشناسی سنتی دارد، به اسبی اشاره دارد که به طور خاص برای تولید مثل و جفتگیری انتخاب شده است. انتخاب این اسبها معمولاً بر اساس معیارهای دقیقی چون خلوص نژاد، سلامت جسمانی، تواناییهای ممتاز و خصوصیات وراثتی مطلوب صورت میگیرد تا از این طریق، نسلهای آینده نیز از کیفیت و ویژگیهای برتر برخوردار باشند.
نقش آن در حفظ و ارتقاء کیفیت نژاد اسبها نقشی حیاتی و بنیادین است. اسبهای اصیلی که برای جفتگیری انتخاب میشوند، حاملان اصلی صفات مطلوب نژادی هستند. به همین دلیل، دامداران و پرورشدهندگان اسب با دقت فراوان، بهترین و شایستهترین اسبها را به عنوان بهاز برمیگزینند تا از طریق ایشان، ویژگیهای مثبت نژاد حفظ شده و حتی بهبود یابد. این فرآیند، که با هدف تضمین سلامت، زیبایی، قدرت و استقامت در نسلهای آتی انجام میشود، اساساً به حفظ میراث ژنتیکی اسبهای اصیل کمک شایانی میکند.
لغت نامه دهخدا
بهاز. [ ب َ ] ( اِ ) اسب اصیلی را گویند که در ایلقی بجهت نتاج گرفتن سر دهند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(بِ ) ( اِ. ) اسب نجیب و اصیل که برای جفت گیری آن را در میان گلة اسب رها کنند.
فرهنگ عمید
اسب نجیب و اصیل که در رمه برای جفت گیری رها کنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) اسب نجیب و اصیل که بجهت نتاج گرفتن آنرا در گل. اسب رها کنند.
ویکی واژه
اسب نجیب و اصیل که برای جفت گیری آن را در میان گلة اسب رها کنند.
جمله سازی با بهاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یوسف عشق را بهازاریست نیست عشاق را زرو زوری
💡 زهر اگر باشد به دست وی شودخوشتر ز نوش زخم اگر آید ز تیغ او بهاز مرهم بود