بمثابه

لغت نامه دهخدا

بمثابه ٔ. [ ب ِ م َ ب َ / ب ِ ی ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) ( از: «ب » + مثابه ) بدرجه. بمرتبه ٔ. ( ناظم الاطباء ). بحد. و رجوع به مثابه شود.

فرهنگ فارسی

بدرج. بمرتب. بحد. توضیح لازم الاضافه است.

جمله سازی با بمثابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ترتیب: خون که گرم و تر است بمثابه فصل بهار و باد،

💡 درویش، که حرف او بصورت پنجست هریک بمثابه ای که بیش از پیشست

💡 و کمال وی در شعر بمثابه ایست که شعرای متقدم میان وی و انوری و ترجیح یکی بر دیگری اختلاف داشته اند، چنانکه بعضی بر سبیل استفسار از بعضی دیگر گفته اند:

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز