بسامه

لغت نامه دهخدا

( بسامة ) بسامة. [ ب َ س ْ سا م َ ]( ع ص ) تأنیث بسام. || ( اِخ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بسام شود.

فرهنگ فارسی

تانیث بسام یا از اعلام است.

فرهنگ اسم ها

اسم: بسامه (دختر) (عربی) (تلفظ: bassāme) (فارسی: بَسامه) (انگلیسی: bassame)
معنی: مونث بسام، زن خنده رو، ( مؤنث بَسام )

جمله سازی با بسامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسامه را که کرد او که بسا که را که کرد او مه سیاست زو بود فربه ولیکن جسم او لاغر

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز