این واژه، مرکب و چندوجهی است و در منابع قدیمی فارسی معانی مختلفی دارد. در معنای محلی و رایج، «بزگر» به کشاورز مزدکاری اطلاق میشود که در زمین دیگران کار میکند. در معنای حرفهای قدیم، به کسی که میش نر جنگی را برای نبرد آماده کرده و به جنگ میفرستد، «بزگر» گفته میشود؛ این کاربرد در متون عشایری دیده شده و در منابعی مانند «آنندراج» و «غیاثاللغات» ثبت شده است. در معنای وصفی، این واژه به بز مبتلا به بیماری «گری» یا «جرب» اشاره دارد و در دامداری و متون کشاورزی قدیم کاربرد داشته است. اگرچه «بزگر» در ادبیات فارسی و متون تاریخی کمتر رایج است، اما در اصطلاحات محلی، عشایری و دامداری اهمیت ویژهای دارد. این واژه بسته به زمینه، میتواند معنای محلی، حرفهای یا وصفی پیدا کند و تنوع کاربرد آن نشاندهنده گستردگی فرهنگ و زبان فارسی است.
بزگر
لغت نامه دهخدا
بزگر. [ ب ُ گ َ ] ( ص مرکب ) کسی که میش نر جنگی را بجنگاند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).، بز گر. [ ب ُ زِ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بز که بمرض گری مبتلی باشد. بز جرب دار.
- امثال:
بز گر از سرچشمه آب می خورد.
فرهنگ فارسی
بز که بمرض گری مبتلی باشد بز جرب دار.
جمله سازی با بزگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قناتها و اکثر زمینهای کشاورزی روستا تا قبل از انقلاب در تملک خاندان اسدالله علم بوده است که پس از انقلاب بین بزگرهای (اصطلاحی محلی برای کشاورزان مزدکار) روستا که برای خاندان علم کشاورزی میکردند تقسیم شده است.