برونزد
مترادفها
بیرون آمدن، نمایان شدن، جلو آمدن
متضادها
درون رفت، فرو رفت
لغت نامه دهخدا
برون زد. [ ب ِ / ب ُ زَ ] ( ن مف مرکب ) برون زده. بیرون زده. و رجوع به برون زده شود. || ( اِ مرکب ) ( اصطلاح زمین شناسی ) قسمتی از یک سنگ یا ماده معدنی که در سطح زمین نمایان میشود. ( دایرة المعارف فارسی ).
فرهنگ فارسی
برون زده بیرون زده.
فرهنگستان زبان و ادب
{outcrop} [زمین شناسی] بخشی از یک سازند یا ساختار زمین شناختی که در سطح زمین پدیدار می شود
ویکی واژه
بخشی از یک سازند یا ساختار زمینشناختی که در سطح زمین پدیدار میشود.
جمله سازی با برونزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سنگهای آندزیتی اغلب به همراه بازالتهای کالکوآلکالن، داسیتها و ریولیتها یافت شده و محیطهای فرورانش، بهویژه هنگامی که فرورانش از نوع پوسته اقیانوسی- قارهای باشد، برونزدهای وسیعی را شامل میشوند.
💡 اگر به دقت به زمین نگاه کنید، میتوانید ببینید که جوانه کوچک گیاه به آرامی از دل خاک برونزد و به سمت نور خورشید حرکت کند.
💡 وقتی فشار روانی در یک سازمان بیش از حد زیاد میشود، مشکلات و تنشهای پنهان ناگهان به سطح مدیریت برونزد و باعث ایجاد بحرانهای جدی میگردد.
💡 گاهی اوقات از شدت هیجان و شادی، لبخند بر لبان افراد برونزد و باعث میشود که تمام اطرافیان آنها را از خوشحالی خود باخبر شوند.