برغو. [ ب َ / ب ُ ] ( اِ ) شاخ حیوان که از میان تهی باشد و آنرا مانند نفیری نوازند. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). شاخی باشد در میان تهی که آنرا مانند نفیر نوازند. ( برهان ) ( آنندراج ). سوزمای برغو. صفاره. شینه کلبان. ( زمخشری ):
آه سحر از نایژه صبح برآمد
پیچان بهوا چون نفس از لوله ٔبرغو.آذری ( آنندراج ).زآن طرف گر کنند برغو ساز
نشنود زین طرف کسی آواز.آذری.صاحب آنندراج بیت ذیل را نیز از حافظ شاهد آورده:
عاشق ازقاضی نترسد می بیار
بلکه از برغوی سلطان نیز هم.
اما صحیح کلمه در این شعر یرغوست بمعنی سیاست و صاحب آنندراج ظاهراً غلطخوانده است.
کَوُرْگه و نقاره و کوس فروکوفتند و کرنای و برغو کشیده... ( ظفرنامه علی یزدی ).
- برغوچی؛ آنکه برغو نوازد. ج، برغوچیان:... و برغوچیان رخت قصاره زده. ( نظام قاری ص 154 ).
(بُ ) ( اِ. ) بوق، شاخ میان تهی.
= بوق: آه سحر از نایژۀ صبح برآمد / بی جان به هوا چون نفس از لولهٴ برغو (آذری: مجمع الفرس: برغو ).
بوق، شاخ میان تهی که در آن میدمند
( اسم ) شاخی میان تهی که آنرا چون نفیر نوازند.
بوق، شاخ میان تهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نصرت دین حقی دین حق از تو منصور پهلوان حشم مشرق و مغرب برغوش
💡 ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ هذا دلیل علی أن کل روحانی یحیا و یحشر و ان صغر خلقه حتی البقّ و البعوض و القمل و البرغوث، یؤید ذلک قوله: وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ فالخلق عام لکل شیء.
💡 ذکر انّ اللَّه عزّ و جلّ خلق آدم بعد الخلق کله، فلم یخلق اللَّه بعد آدم الا الجراد، خلقه من فضلة فضلت من طینه، وَ الْقُمَّلَ و هو السوس الذی یخرج من الحنطة و قیل هو البرغوث و قیل هو الدّبا و هو صغار الجراد، لا اجنحة لها، و قیل نوع من القراد و قیل هو القمل، و کذلک قراءة الحسن. وَ الضَّفادِعَ جمع ضفدع و هو المعروف.
💡 اگر ساقی کند تقصیر اندر حق میخواران برم آشفته برغو بر در پیر مغان امشب
💡 حسن بن احمد بن محمّد شهرتیافته به ابن حِکّینا بغدادی و حریمی و لقبگرفته به برغوث (؟ -۱۱۳۴م)، شاعر عراقی بود که در روزگار خودش پُرآوازه بود. «نوآور» و «نازکسرشت» وصف شده که غزلها و هجوهایی از او به جا مانده است. قاسم بن علی حریری را هنگامی که در بغداد بود، هجو نمود. بیشتر سرودههایش مقطعات است.
💡 که شفا یافت سر تاجوران تاج الدین عین دولت شرف لشکر خلخ برغوش