بدخط

لغت نامه دهخدا

بدخط. [ ب َ خ َ / خ َ طط ] ( ص مرکب ) بدنویس. ( آنندراج ). کسی که بدنویسد و خوش ننویسد. ( ناظم الاطباء ). مقابل خوش خط.
خط بد. ( آنندراج ). نوشته ناخوانا. مقابل خوش خط. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

کسی که نوشته اش خوب و خوانا نباشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که خط وی بد و زشت باشد. ۲ - نوشت. ناخوانا مقابل خوش خط.

جمله سازی با بدخط

💡 بمعنی دادن بکر آنچنان بود که با او کان معنی بدخطابم

💡 ز چشم بدخطر دارند خوبان بی بلاگردان مرا آنجا بخوان باری اگر اینجا نمی آیی

والدین یعنی چه؟
والدین یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز