بازگو کردن به معنای تکرار یک سخن یا موضوع مشخص است. این عمل میتواند به منظور یادآوری نکتهای خاص یا احضار خاطرهای از گذشته انجام شود. همچنین، میتواند به فرآیند یادآوری گناه یا اشتباهی اشاره کند که فرد از آن احساس شرمندگی و پشیمانی دارد. به عبارتی، این عمل به نوعی به بازشناسی و تکرار مسائلی میپردازد که ممکن است در ذهن فرد باقی مانده باشد یا به نوعی به او یادآوری شود. در واقع، این مفهوم نه تنها جنبه یادآوری دارد، بلکه میتواند در فرآیند اصلاح و بهبود فردی نیز نقش ایفا کند. بازگو کردن میتواند به عنوان ابزاری برای یادآوری تجربیات و درک بهتر از گذشته مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه، به فرد کمک کند تا از اشتباهات خود درس بگیرد.
بازگو کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
جملاتی از کلمه بازگو کردن
در روزهای بعد پدر و مادر محمدطاها (حسن فراهانی و مریم میرزایی) در گفتگو با رسانههای گروهی جزئیات بیشتر و در بعضی موارد متفاوتی را از ماجرای پیدا شدن فرزندشان بازگو کردند. به گفته پدر محمدطاها (حسن فراهانی) ظاهراً خانوادهای که محمدطاها را از کودک ربا خریده بودند از اهالی محله دروازه غار تهران هستند.
بهطور کلی، مانند دیگر مکاتب، برداشت یکسانی از لیبرالیسم وجود ندارد. افرادی مانند جان لاک، آدام اسمیت، جان استوارت میل، مونتسکیو همگی لیبرال محسوب میشوند اما اینان در مسائلی مثل حدود رواداری، مشروعیت دولت رفاهی و فضیلتهای دموکراسی با یکدیگر همنظر نیستند. به همین ترتیب، روشهای مختلفی برای بازگو کردن روند پیدایش لیبرالیسم وجود دارد.
از همین رو عکسهای او بیشتر واقع گرایانه بود تا انتزاعی. وی احترام زیادی برای نظم در عکاسی خبری قائل بود، به این عنوان که هر عکس به تنهایی توانایی بازگو کردن یک داستان را داشته باشد.
شعر عاشقانه پروراندن آسلاگ اثر ویلیام موریس، به بازگو کردن روابط میان راگنار و آسلاگ، با الهام از نسخه داستانی اساطیر شمالی (۱۸۵۱) متعلق به بنجامین تورپ میپردازد.