واژه «بازدن» از مصدرهای مرکب در زبان فارسی کهن است و در برخی متون قدیمی بهعنوان صورت دیگری از «وازدن» به کار رفته است. این واژه در اصل بر اثر جابهجایی و تبدیل آوایی میان حروف «واو» و «باء» پدید آمده و از نظر معنا با «وازدن» تفاوتی ندارد. مهمترین مفهوم آن، رد کردن، نپذیرفتن، کنار گذاشتن یا بازگرداندن چیزی است که مورد قبول واقع نشده باشد. در کاربردهای مختلف، بازدن میتواند به معنای دفع کردن، جلوگیری کردن یا مانع شدن از تحقق یک امر نیز به کار رود. این واژه گاهی برای بیان رویگردانی از یک پیشنهاد، عقیده یا درخواست نیز استفاده میشده و مفهوم عدم پذیرش را در خود داشته است. در برخی متون ادبی و تاریخی، بازدن به معنای پس فرستادن یا رد کردن یک شخص، پیام یا موضوع نیز دیده میشود. از آنجا که این واژه بیشتر در متون کهن کاربرد داشته، امروزه کمتر در زبان گفتار و نوشتار رایج دیده میشود و جای خود را به واژههایی مانند رد کردن، نپذیرفتن یا بازگرداندن داده است. با این حال، آشنایی با معنای آن برای فهم دقیق آثار کلاسیک فارسی و متون تاریخی اهمیت فراوانی دارد. در ساختار معنایی این واژه، نوعی مفهوم امتناع، مخالفت یا جلوگیری از پذیرش یک موضوع نهفته است که در بیشتر کاربردهای آن مشاهده میشود. در مجموع، «بازدن» به معنای رد کردن، نپذیرفتن، پس زدن، بازگرداندن یا جلوگیری از قبول و تحقق چیزی است و در متون کهن فارسی غالباً به همین مفاهیم دلالت میکند.
بازدن
لغت نامه دهخدا
بازدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بمعنی و مرادف وازدن است به تبدیل واو و باء به یکدیگر: اما ردّ بازدن بود واین از علوی بود چون راجع بود... ( التفهیم ص 492 ).