باب شدن
مترادفها
باز شدن، راه یافتن
متضادها
بسته شدن
لغت نامه دهخدا
باب شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متداول. معمول. مرسوم. مد شدن. رجوع به باب شود.
فرهنگ معین
(شُ دَ ) (مص ل. ) مد شدن، معمول شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) رایج شدن رواج یافتن مدشدن.
ویکی واژه
مد شدن، معمول شدن.
جمله سازی با باب شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشید دردی جام طلب بطفلی و پیر بکوی میکده در عالم شباب شدند
💡 چون به آئین جد و باب شدند جنت آرا به ذات فرخنده
💡 دو حرف یافته آنان که در کتاب صفا کتاب عشق شدند و هزار باب شدند
💡 چون موج گروهی که عنان تاب شدند زین بحر و تن آسوده ز هر باب شدند
💡 پادشاها مهد عالی میرود سوی شکار لیکن اسباب شدن ما را مهیا هیچ نیست
💡 بعد از بررسیهای طولانی و مذاکرات بسیار پیچیده، سرانجام بحث درباره قرارداد جدید تجاری بین دو شرکت بزرگ به باب شدن رسید.
💡 در دنیای سیاست، گاهی اوقات طرحهای پیشنهادی قبل از اینکه فرصت بررسی کافی داشته باشند، به دلیل فشار افکار عمومی به سرعت باب میشوند.
💡 اگر بخواهیم این ایده جدید را در جامعه اجرا کنیم، باید ابتدا اطمینان حاصل کنیم که با ارزشهای فرهنگی مردم کاملاً باب میشود.